آرشیداآرشیدا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

آرشیدا جون

آرشیدا جونم و شیرین زبونی هاش

سلام گل گلی من این روزا اینقدر کلمات شهد و شکر به زبون میاری که گاهی دوست دارم درسته بخورمت مثلا دیروز واست دنت خریدم توی ماشین گفتم بذار بریم خونه باهم می خوریم، وقتی رسیدیم گفتی مامان بیا یه کلمه تو بخور یه کلمه من بخور (منظورت این بود یه کم من یه کم تو) - بهت گفتم برو توی اتاقت لباس صورتی تو بیار بعد رفتی یه لباس آوردی گفتی: این منظورته!!! (الهی قربون منظورت برم) -میگم بخور غذاتو سیر بشی، میگی: بخدا سیر شدم (نمی دونم بخدا رو از کجا یاد گرفتی) -بعضی وقت ها چون کار دارم بهت میگم برو مامان بازی کن تا من درسام رو بخونم وگرنه استادم دعوا میکنه، بعدش میای پشت لپ تاپ من میگی تو هم برو کنار من کارم رو بکنم وگرنه استاد منم دعوا میک...
25 آبان 1395

روز کودک مباررررررک

گل دخترم، زیباترین کودکم، ماه نازم، عزیز دلم روز کودک بر شما نازنین کودک مهربون مبارک. مامان همیشه عاشقته. امسال به دلیل همزمانی با ماه محرم  واسه روز کودک جشن گرفته نشد اما پارسال دخترکم روز جهانی کودک توی مسابقه لبخند شرکت کرد و از بین کلی شرکت کننده نفر سوم در زیباترین لبخند شد.. الهی همیشه لبت پر خنده و دلت شاد باشه گل مامان با این همه شیرین زبونی و لبندی هایی که واسه من و بابایی میکنی... دلمون از شدت خوشحالی و ذوق در حال انفجاره.... هزار ماشاا... و الهی همیشه همه کودک ها در پناه حق و امام حسین باشن.
18 مهر 1395

دختری دارم شاه نداره...

سلام گل مامان. می دونی چرا این عنوان رو واسه این تاپیک گذاشتم؟ چون گل دخترم این شعر رو کامل می خونه و شیرین زبونی هاش دل مارو با خودش می بره به قعر آسمون ها.... اینقدر حرفهای بامزه میزنی که نمی دونم کدومش رو بنویسم مثلا میگی : مامان بیا روی تخت بخواب ببین چقد قشنگه!!! -مامان ببین این خرس چقد نازه!!! -مامان یه لحظه بیا.... -من حوصله ندارم (تحت تاثی حرف من یاد گرفتی و میگی، ببخشید مامان جون) -یه روز با بابایی و بچه های همسایه رفتی بودی توی حیاط و من از تراس صدات زدم گفتم بیا بالا مامان و تو در جواب گفتی: باشه مامان یه کم بازی کنم میام. (داشتم شاخ در می اوردم از جمله بندی خوبت، ماشاا...) -شعر دکتر چه مهربونه رو هم تقر...
23 شهريور 1395

روز دختر مباررررک.آرشیدا جونم روزت مبارک عزیز دل

سلام گل مامان. روزت مبارک. خیلی خلی خوشحالم که دختر گل و مهربانی مثل شما خدا به من هدیه داده. این روزا خیلی شیطون و بانمک شدی. سعی میکنی هر کاری بکنی و تمام کلمات رو هم بگی. با شیرین زبونی هات قند توی دل من و بابایی آب می کنی عزیزم. مثلا میگی: مامان من دذا می کام (غذا می خوام) -یا مثلا وقتی واست آهنگ میذارم میگی: اینو دوس نیارم بلو بعدی - چون علاقه زیادی به پرنده ها داری یه جوجه کوچک عروسکی واست خریدیم که همش همراهته. میگم جوجه چی میگه؟ میگی: دیک دیک جدیدا باز عاشق حموم شدی. همش میری توی حموم و آب بازی میکنی. بعدش میگی: بلیم دوباله حمو(بریم دوباره حموم) -واسه روز دختر بابایی واست یه النگو خریده. همش نشون میدی و میگی: ای...
14 مرداد 1395

همه زندگیم، دخترم آرشیدا

سلام گل مامان اول یه معذرت خواهی واسه کم کاری توی وبلاگ. خودت شاهد همه درگیری ها و مشغله مامان هستی. دیگه جدیدا سعی می کنی تمام کلمات رو بگی. قربون اون شیرین زبونی هات برم. وقتی میخوای بخوابی میگی بیا بتاب... یا مثلا میگم دوستت دارم میگی: دوس (کمی مکث) نیالم یعنی دوست ندارم... بعدش هم کلی می خندی.. عاشق زرشک شدی. همش میری در فریزر و میگی: جشک ...جشک تازه اسم خودت رو هم بلدی بگی:آسیدا دو روز دیگه باید بریم واکسن 18  ماهگی ات رو بزنیم خیلی می ترسم. خدا خودش کمکون کنه که شما زودی حالت خوب بشه بعد واکسن و تب نکنی. الهی آمین مامان همیشه عاشقته عزیزم.     عکس های بالا مربوط به اول ...
28 خرداد 1395

عکس های فروردین ماه آرشیدا خانم گل

سلام عشق مامان. این روزا خیلی شیرین زبونی می کنی و سعی می کنی کلمات مختلف رو تکرار کنی. نمی دونی چقد لذت بخشه عزیزم... از کلماتی که راحت میگی: مامان، بابا، گل، شیر، جیش، آب، دایی، پا، دست، توتو، بع بعی و صدای کلی حیوون هستند. امسال عید خیلی با حضور تو بیشتر بهمون به خصوص من خوش گذشت. تو مهربون ترین دختر روی زمینی خورشیدم. همه توی مهمونی ها از مهربونی هات و چهره نازت تعریف می کردن. اما این آخری نمی دونم چشمت زدن... که مریض شدی... امیدوارم همیشه سالم باشه و از چشم حسود و بد در امان. اینم عکس ها روز اول وقتی رفتیم دیدن مامان بزرگ و بابا بزرگ مامان     روز سوم عید پارک صیاد   سفر به ...
4 ارديبهشت 1395
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرشیدا جون می باشد